دیروز با محمد داشتیم راه میرفتیم . محمد گفت که مهدی  همون مجسمه سازه یک بار از قول کوندرا بهش گفته که میشه به آهستگی از همه چیز لذت برد . به آهستگی زندگی کرد . و تمام شدن را نخواست .

دیروز باز هم محمد گفت که مهدی همون مجسمه سازه   از قول خودش گفته که باید غبار بود نه سنگ ریزه . تا هیچ وقت ، هیچ جارویی نتواند تو را بیرون کند . نمی دانم محمد فهمید که من دقیقا حرفش را درک کردم یا نه .

دیروز روز خوبی بود .

 ................................

بعضی ها در شب بی انتها به دنیا می آیند . (مرد مرده – جیم جارموش)