مارگوت بیکل
بعد از اینکه در وبلاگ از وابستگی نوشتم بطور کاملا تصادفی فردای آن روز کتابی از بیکل
خواندم که برایم جالب بود (خانم مارگوت بیکل شاعر بزرگی است که از طریق شاملو شناسانده
شد )
: رها کردن هم معنی ناامیدی نیست ... رها کردن در قبول آن چه هست رخ می دهد
شناختن این که حقیقت دگرگون می شود یا نه
دومین قدم است در جاده ی رها کردن ...
.........................................................................................................................
وقتی که زندگی در فاصله ی امروز تا فردا مسیرش را تغییر می دهد !
وقتی نقشه هایی کشیده یی در فاصله ی امروز تا فردا چون حباب های کوچکی می ترکند !
وقتی چیزی که در ظاهر اهمیت داشت در فاصله امروز تا فردا بی اهمیت می شود!
تنها رها کردن برایت باقی می ماند و دعوت به مبارزه تا از این دگرگونی عظیم جسارت راهی شدن
بیابی !
..............................................................................................................................
و در آخر امید دارم که مریم عزیز باز دوباره بتواند در کنار خانواده شاد تر از پیش زندگی کند
و باز بتواند در کنار ما بنویسد از ترس و عشق و مرگ ....
و باز در کنار همسرش زیبایی را بهتر از پیش درک کند دور از هر گونه وابستگی درد آور و ...
( دیگر نمی دانم چگونه بگویم و نمی دانم از که و به که شکوه کنم ) خودش بهتر می دانم ...
و در آخر شعری تقدیمش می کنم تا بداند ما در کنارش هستیم : " با تکرار جذر و مد تمرین
کنیم بازی مداوم
زندگی را ! داشتن و رها کردن را ....
موفق باشی سوررآل