وابسگی / اعتقاد / شک
خیلی وقته که چیزی ننوشتم . درباره ی شک گفته بودم . نظرای زیادی دادین و ممنون ...
من هم مثل همه تنها درگیر شک هستم . شک انسان متفکر رو در خودش غرق می کنه و
شاید ...
اما شک از چی میاد ؟ بنظر من شک از اعتقاد میاد . شک از وابستگی میاد .
انسان وابسته انسانی است که محتاج چیز یا کسی است و این وابستگی باعث انواع مشکلات
مانند شک و ... می شود . یکی از دوستان می گفت انسان وقتی راه طریقت را می خواهد طی کند
باید از جنس مقابلش دوری کند ...
بنظر من این اصلا نمی تواند درست باشد . انسان با این کار تنها از وابستگی فراری بیهوده کرده
. اگر بدرستی بتوان خود را در اختیار داشتهو بر خود کنترل داشته باشیم هیچ چیز ما را
وابسته نخواهد کرد . و نیازی به فرار هم نداریم . فرار از طریق الکل و سیگار و مواد مخدر و دوری از جنس مخالف و ....
حالا این وابستگی نداشتن چه فایده ای دارد ؟؟؟
من نمی دانم ولی تنها نظرم این است که انسان وابسته وقتی به یک لذت دست پیدا می کند
فکرش بر تکرار آن عمل پافشاری می کند . و می خواهد آن را تکرار کند . مثلا انسانی که یک لذتی
را یک بار انجام داده دوباره باز می خواهد آن را تکرار کند . و این تکرار همان وابستگی است .
و آن لذت را تبدیل به یک خاطره می کند و لذت تبدیل به رنج می شود و ....
نمی دانم توانستم منظورم را برسانم یا خیر ؟؟!!! ولی امیدوارم شما با عقیده های نو تان
اشتباهاتم را متذکر شوید و تمام.