شک
بیشترین درگیری ما (نسل ما) بحث شک است . بحثی که از تفکر بوجود می آید
شک عامل مزاحمی که هر متفکری را که بدان درد (شک) دچار می شود از کوچک و جوان و پیر
از زمانی که این درد در وجود فیلسوفانه اش می افتد آنقدر در خود فرو می برد که هر چه
دست و پای بیشتری بزند احتمال نجاتش کم و کمتر می شود و اگر دست و پا هم نزند در
همان لجن نادانی می ماند . پس چه باید کرد ؟ دردی که هر کس را بنا به سطح تفکر وی
به عامل خودکشی و افسردگی نزدیک می کند . یکی از عوامل درمان نشدن آن این است
که فرد دستش از همه جا بریده است . نه می تواند به دین تکیه کند و نه به فلسفه . که در
صورت تکیه بر هر کدام از این دو در صورت سقوط و وجود اشکال در آیینش در این لجن بیشتر
فرو می رود . یعنی اینکه اگر به یک آیین وابسته شد و بعد متوجه اشکالی در این آیین شود این
شک بسیار مخرب تر می شود که در کشورمان این فرایند بر سر اسلام و جوان ما آمده است .
این اتفاق در دوران رنسانس در اروپا نیز اتفاق افتاد و مسیحیت چنین شد .
پس واقعا چه باید کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست دارم این مبحث را بیشتر بررسی کنیم ( البته با هم ) ......
ادامه دارد فعلا سوررآل . بلوگفا