برگ خالی / زمان سخنرانی
"حرف آخر ندارد . حرف ادامه ندارد . حرف آغاز ندارد . حرف حرف است . "
یک برگ خالی و وقتی به اندازه ی یک عمر برای سخنرانی . خط های دستم ، حاصل عبور بارها رفت و آمد خاطره هاست بافته بر هم و در به در راهی برای خروج . آفتاب شاخ میزند درون چشمانم ، شخم میزند تا بارانی بی ابر هم حاصل بدهد دو سه مژه و آن هم میپرد و برگی خالی و یک عمر . گوشی موبایل با زار زار بلند درون قفسه سینه ام میلرزد و نفس نفس زنان قطع میشود و میماند تصویری سرخ و سپید . ناگاه زیر بادی که به گوشم راز راز میکند حرفش را زیر گلویم تکرار میکند ، بیخ افکارم کنار پنجره : امشب گلی آورده ام که هیچ از آن نمانده سرخ و سپید و یک حجم هراس آور روبرویم آرزویی بلعیده ، ایستاده . من ، چهار حرفی نامنتظمی هستم که در لحظه ی میان گل و دستت اینگونه شده ام ، اینگونه ایستاده ، چون دو دست موازی خدا و انسان درست وسط سقف کلیسا جایی که گردن درد میگیرد و چشم ها ، و ادامه است و ادامه . باز و بارها . درست فریاد را از پیچ تاریک و گردن برگشته ی عالی قاپو میشنوی میان درب و درب ... "لطفا پشت سرت درب را ببند " ... و سخنرانی آغاز میشود و چراغ ها خاموش " ورودتان را تا سقف این سالن ، از بالا و تا درب پشت سر و دو دیوار بغل در سطوح خوش آمد گفته ، اگر چه کسی میان جمعیت نیست به خالی ... گرمای هوا و بوی گند چند درخت که با دست و پای چند کودک نابالغ تزیین شده و چندین تکه آهنی که در گلوی بشریت فرو رفته را ارج مینهم و همه چیز را زیر لباس و مخصوصن شلوار سیاهم پنهان میکنم . امشب گلی آورده ام و تا حجم تو ،فاصله خالی است . خالی ای کاملن شلوغ پر از صدای همهمه و کپک های بزرگ سبز که چون چشمی نظاره میکنند ... دروغ میگویم مدام و محکم به سرم میزند ، به سرم میزند که دروغ بگویم ، محکم در سرم میخورد . اما چیزی که همیشه آزار میدهد کره ای کاملن گرد است که پر است از خطوط شکسته که نشان میدهد کره ای کاملن گرد نیست و دروغ میگوید ... کوه ها گناه زمین نیستند بلکه زمین دروغ کوههاست ! " و چراغ ها روشن میشوند و هیچ کسانی که آنجا نیستند با شلوغی و ولوله خارج میشوند . نگاه میکنم کف دستانم خطوطی ناهموار و شکسته چون رازی کشیده شده ، حاصل بارها رفت و آمد خاطره ها . و زمزمه ی پشت دیوا ر که "چهارحرفی نامنتظم با تیزی های زیاد ، لب هایت را کنار من نیاور " . و یک برگ خالی و وقتی به اندازه ی یک عمر برای سخنرانی . کاغذ خالی نامه ی ننوشته ات متنی برای سخنرانیِ تا ابد من میشود ، جای خالی .