تبليغاتX
PANANOTE





دوشنبه هجدهم آذر 1387

هر وقت میخواهم بنویسم  نگاهم میگذرد  تا برسد به تو

تو را مینویسم بر دیوار و مدام خط خطی ات میکنم

تا چیزی از تو نماند آنگاه میگویم تو را دوست دارم

پشت در ، کسی دهانش را باز کرده

منتظر آمدن لقمه ای ....

لیلی در را میگشاید با ناز

مجنون پشت در نیست و این دلیل نبودش هم نیست !

اگر کسی دهانش را باز کرده

فضا ، انکار  فرم است کنارفرم .

و فرم ، بودنی است برای نبودن .

و نقطه شروع است . و خط شروع ها .

و حضور باید داشت اما نباید به "بودن " اکتفا کرد

زندگی خیلی زیادتر  است

تنهایی را باید بهتر ا ز اینها ارزش نهاد ... تنهایی موهبتی است مثل با تو بودن .

وقتی مردم  حتما به همه بگویید یک نفر مرده که خیلی دوست داشت  کاری بکند که نکرد

حتما به همه بگویید  وقتی مردم .

 
 



Blog Skin