تبليغاتX
PANANOTE





دوشنبه هجدهم آذر 1387

هر وقت میخواهم بنویسم  نگاهم میگذرد  تا برسد به تو

تو را مینویسم بر دیوار و مدام خط خطی ات میکنم

تا چیزی از تو نماند آنگاه میگویم تو را دوست دارم

پشت در ، کسی دهانش را باز کرده

منتظر آمدن لقمه ای ....

لیلی در را میگشاید با ناز

مجنون پشت در نیست و این دلیل نبودش هم نیست !

اگر کسی دهانش را باز کرده

فضا ، انکار  فرم است کنارفرم .

و فرم ، بودنی است برای نبودن .

و نقطه شروع است . و خط شروع ها .

و حضور باید داشت اما نباید به "بودن " اکتفا کرد

زندگی خیلی زیادتر  است

تنهایی را باید بهتر ا ز اینها ارزش نهاد ... تنهایی موهبتی است مثل با تو بودن .

وقتی مردم  حتما به همه بگویید یک نفر مرده که خیلی دوست داشت  کاری بکند که نکرد

حتما به همه بگویید  وقتی مردم .

 
 


ترس

یکشنبه دهم آذر 1387

جدا میشود بود . کنار میتوان کشید . همه کار میتوان کرد . سیگار میتوان کشید . مشروب میتوان خورد .
با چند نفر میتوان بود . با هیچ کس میتوان بود . همه کار میتوان کرد . مسئول میتوان بود . بی خیال همه چیز
میتوان بود . لبخند میتوان زد . گریه میتوان کرد . قدم میتوان زد . کتاب میتوان خواند . فیلم میتوان دید . سوار تاکسی میتوان شد . دست یک نفر را میتوان گرفت . دست هیچ کس را میتوان گرفت .ابراهیم میتوان بود .ایمان میتوان داشت . ایمان می توان نداشت . محمد میتوان بود . عیسی میتوان بود . محمد میتوان نبود . همه کار میتوان کرد در خلا دنبال خود می توان دوید . در خلا یک جا میتوان نشست . در خلا می توان گریه کرد . می توان به فضا رفت . میتوان به فضا نرفت . همه کار میتوان کرد . مهم این است میان این همه کار که میشود کرد تو نمی توانی بگویی نشد !خیلی ترسناک است که نمی شود گفت نشد . نشد درکار نیست و این سر من خراب شده .

 
 



Blog Skin