![]() |
|
![]() |
|
|
باددوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386شمع با بادی ٫ آرام تمام میشود .انگشتش میسوزد . به صراحت سوزش اطمینان دارد . "تمام"،جمله ی جدا ناشدنی "شمع" است که میسوزد . "انگشت" هم جمله ی جدا ناشدنی "او" .من . به دیدار ِدر میرود تا شاید کسی باشد که بگوید "منم " . چقدر آدم غمش میگیرد برای او که باد هم درش را نمی زند . باد هم نمی زند . می داند که باد مهر مادری است که نمیاید تا کودکش بوی باد نگیرد . تا با باد نرود آسمان . باد مادر خوبی است اما غم او هم بد دردی شده که جانش را دارد در میبرد . کلمه چقدر بنویسد جمله چقدر بخواند . چشم هم استراحت میخواهد . چقدر لمس نکند . چقدر نبوید . شکنجه ی شیشه بر گردن - اعدام تیغ بر شاهرگ که جز خاموشی نیست . امشب با بادی رفت که تمام بشود . مثل کودکی که به آغوش مادری مهربان میرود به خواب . تمام میشود . آن همه صدا و گریه و گرسنگی . آی مادر باد ها ببر مرا هم با او به "تمام " .بلاتکلیفی شد برایش معلق شدن عروسکی بر بند رخت . که باد میبردش به هر سمت اما با باد نمی رود به یک جا . تمام نمی شود . تکان تکان است و ول وله . همان شمع ِباد خورده شده که خاموش نمیشود لامصب . او معلق شده امروز که چه بشود چه بکند به که رود که رفتنش برگشتی اینچنین لنگ لنگ و اینچنین معلق نداشته باشد . من و تو و اصلا همه همان عروسک شده ایم بر همان باد که باد نمی بردمان . نبود تمام و نبود معنی برای تمام مجبورمان می کند به ول وله و تکان خوردن ها با بیشترین تکان ها و ریشتر ها . آخ ... صبح شد من هنوز چیزی نشدم .
|
|
|
|
باد می زند سوتش را ، مرا جاده ای که باید راه را تا آخر که به انتها ساتوری یا سنتوری که به گردن گاوی می نوازد خون که می زند انتهای کوچه ی گِلی تاری یا آچاری ، که میپیچاند پیچ را ، بر گلویی که پیچ خورده ، که نمی خواند بومی یا چاقویی ، که ذبح می کند در توهم اسحاق ، هر بر سمتش هزاران رنگ چون در توهم ابراهیم ویلن یا سیانور ، ساکسیفون یا استامینوفن ، مرا جاده ای باید تا آخر باد میزند سوتش را ، زمین به سفیدی نرم ، سوراخ های رد پایی ، فرورفته زمین به سفیدی ، نرم مرا جاده ای سفید ، از هر پنجره اش سری ، پیرزسگی یا کودکی می خندد به چرک ، می خندد به چرک نگاهم زمین را که نرم ، می رود راه را تا انتها هزار بار ، باد می آید نگاهم بر زمین باد میپیچاند به دورم طناب ، نگاهی بر پنجره ای ، آتش میزند ، راه بر همین پنجره است ، در میانه ی راه ، نرسیده به انتها ، ره به همین پنجره است ، نگاهی بر قاب تا آخر بی تا آخر ، تا انتها بی تا انتها ، کاش قاب بر نگاه نماند و نگاه بر قاب بماند دیگر انتها ، ساتور یا سنتور ، بر آن همه برف بماند تا قاب ، تا نگاه باد میزند سوتش را ، بازی تمام نشده هنر به چنین ، به چنینی مانَد ... --------------------------------------------------------------------- علم در یک اقدام خارق العاده اگر جای افلاطون بود بجای خروج از غار ، برق را اختراع میکرد . |
|
|
|
حوصله ام را سر برده ای . من را می گویم که سر رفته ام . دیوانه، خودش خنجر به پشت خودش کرده . زخم ، هرچه ناله کنی، هر چه خون بریزد ، هیچ چیز . نیاز به روانشناس . نیاز به استامینوفن . امشب نمی دانم باید یک چیزی میبود تا حالی ، رویایی، توهمی، خیالی خالی شود . تاری ، سنتوری ،گِلی ، بومی ، سیگاری ، فاحشه ای ، سخنی . اما هیچ نبود . دانستن فاضلاب بی پایان هم جز گند کردن ، گند کردنش در من ، چه میشود گفت که خودکار هم بنویسد که تو بخوانی . آنگاه است که ابتدای اگرهاست . اگر بنویسم . اگر بخوانی . اگر گوش دهی . اگر گریه ات بگیرد . اگر بیایی . اگر مرا به گریه بیاندازی . اگر همان باشی که نوشته ام . آنگاه باید منتظر بمانم . اگر این "اگر ها " بگذرند باید باز منتظر بمانم . "کاش " هم بر هر قسم ام ، چنگ میزند که کاش میشد باز خندید . کاش میشد ناله نکرد . کاش میشد به حکمت شادان پیوست . کاش میشد مشت زد . کاش بوسه بوی ماتیک نمی داد. کاش رقص ، کاشت تو . کاش پنجره . کاش باد .کاش ... هنر به همان مسمومیتی است که سیگار . به همان مسمومیتی است که مرگ موش. به پرنده ای مانَد که اگر خوب در قفس رود ، به دروغگویی . به توهم . به چیزی شبیه سیگار . شبیه مرگ موش . می آمدی تا بنشیند کنارت . تا آمدی به کنارت آنقدر میگفت تا دیگر تار نزند ، تا دیگر نه سنتوری نه سیگاری نه فاحشه ای ، باد میزند در را به هم به نشان باد ، کاش تو نشانی بودی یا نشانی تو بود که قرمزی ات به چشمش ، به چشم ام می خورد . امشب با نثر کلاسیک در درونم طوفانی بر دریا ست و به نثر خودم ، باد در طبل خالی ام راه خروج میخواهد . ------------------------------------------ دوست داشتم بر روسری راه راهت آنقدر را بروم تا راهی نباشد که نرفته باشم - آنگاه حجابت بوی روسری ات را می گرفت - و عریان میشدی ! |
|
![]() |
|
![]() |
PANANOTE
WOR(L)D in wor(l)d





