
وقتیکه گریه ام ، بغضم داشت میترکید آنقدر شلوغ بود که گریه نکردم . حالا دیگر نه حوصله ی گریه دارم نه
میتوانم بخندم . نمی دانم بین این دو چه چیزی است . البته شاید بگویی سکوت . اما تا کی ؟
" محبوس این بی تکلیفی هر روز ، باز هم نگفتم به او که هیچ وقت هم نمی گویم حتما . هر کس گفته به هر
کس دیگر اما من نمی گویم . نقاشیش را کشیدم چند بار هم خندیدم . حتی یک شب دستش را گرفتم .
همان هم تمام شد تا دیگر نه مانند آن دخترک مو قرمز در مه ، بلکه دیگر نه منتظر میمانم نه حوصله ی نا امیدی
این دنگ دنگ ناتوانی و گریه ام را در کله ی بی اشکم دارم . آنقدر راست و شیوا نیست که جانم را بگیرد تا دیگر
نه من باشم نه این شک که بر این هم شک دارم.حال یک نفر را که چندین سا ل کلاهی ازحصیر برای خود بافته
اما وقتی که برسرش گذاشته و درشهر رفته همه را با کلاه های بزرگ تر و زیباتر دیده درکش کن دیگر . حالش را می گویم . درکش میکنی؟
به درک که این حال دیگر نه حال است که خفته ام بی هیچ انتظاری. در انتهایم رفته ام . همان سکوتم که گاه
می خندد و گاهی میگریداما سکوت است . کاش میتوانستم بنوازم تا به & میگفتم که زبانتان را نمی دانم .
دیگر طرفت هم نیامدم تا نگویی آسمان هم گریه می کند گاهی برایم. و من بگویم آری. آن لعنتی برای همه گریه میکند . من هم رویش . می دانم در رویا آنقدر به خودم گند زدم که تو در اینجا روی صندلی باور نمیکنی .
....
& را آنقدر بلند خواندم که گوشت راکر کند نشنوی چه میگویم . نفهمی در آغوشت بگیرم. تمام شوی بروی.
همه کس همه کس را همینطور در آغوش گرفتند . اما نه من آغوش دارم نه تو گوش برای در برگرفتن و کر شدن .
روی یک سکو برگه هایم را نگه میدارم دیگر سرم هم تکان میدهم نگاهم نمیکنی . آسمان سرش را
تکان میدهد نگاهش میکنی . من به خدا هم حسودیم میشود . دیگر.
به همان آسمان دلنازک .
آنقدر دروغگو بودی که دیگرصدایم راتشخیص ندهی . آنقدرشب تاریک ، پله تاریک بود که پایم لیز میخورد و نمیدیدمت . به دنبالت که میدویدم در آن همه پله ، آن همه تاریکی . دیدم همه هم میدوند . نمی دانم هیچ کس
بدنبال کسی بود همه با هم بودند و من هم از دویدنم پشیمان شدم . آنقدر دروغگو هستی که دستم را
تشخیص ندهی . اما همان شب که دستت را به من دادی آنقدر برایم تمام شدی که دیگر حوصله ی دویدن
و خندیدن و سلام کردن و تصور و تلفن و صدایت را ندارم . تمام .
----------------------------
همیشه همان هستی که تصویر ت هم همان است
این را خواب تایید میکند ... ولی فرقش در این است که زودتر تمام میشود این
ولی آن اصلا شروع نمیشود ...