![]() |
|
![]() |
|
|
|
|
|
|
"روح سارتر شاد"یکشنبه هشتم بهمن 1385 آدمی نسبت به هر چی نمی دونه هیچ تعهدی نداره آدمی که هیچ تعهدی نداره یهتر میتونه حرف بزنه آدمی که میتونه حرف بزنه بهتر میتونه یه مبحث رو به گند بکشه آدمی که می تونه یه مبحث رو به گند بکشه راحت تر مقبول بقیه میشه آدمی که مقبول بقیه میشه کمتر وقت فکر کردن پیدا میکنه آدمی که کمتر وقت فکر کردن پیدا میکنه کمتر میدونه . آدمی نسبت به هر چی نمی دونه هیچ تعهدی نداره . آدمی که هیچ تعهدی نداره یهتر میتونه .... ( نکته : دونستن بهونه است ) ( نتیجه بسه دیگه ... ) ----------------------------------- روی سنگ قبرم بنویسید " از بس که نمرد ، مرد " ( میدونم که نمینویسی . چون پای آبرو در میونه ) ---------------------------------- من ... من ... من ... لعنت به تو . . . اگه توی خیابون راه نرم . اگه تو تاکسی بحث جدی دو نفر رو سر بازی زیدان نشنفم . اگه تو بازار از بوی ماهی و مرغ احساس تهوع نکنم . اگه موقعی که کنار خیابونم کسی سرشو نیاره بیرون بهم فحش بده . اگه بعد از کلاس از وجود یه شخصی بنام استاد ، نرم دسشویی . اگه ... اگه ... اگه تو خیابون راه نرم دیگه هیچ چی نمی تونم بنویسم . (نکته : این نشون میده که داریم خودمون رو از تناقض خالی میکنیم یا از خالی تناقض میکنیم . وبلاگ همینه) ( تذکر کتاب مقدسی - جامعه : وبلاگ دنبال باد دویدن است . اما ما میدویم ) --------------------------------- شعر عاشقانه : " چقدر بیگانه ام با خنده هایت ... تو همان نیستی ... نه ... تو "دیگری" ای ... من نگاهی داشتم که هر بار ، مرا از زیر پلکان مه زده ی لندنی ، بالای برج های پاریس مینشاند و بعد آرام کنار در خانه مان نگاهم میکرد . روی صندلی کنار دریاچه .... (نمی دانم اسمش را ... یک دریاچه ای ) مینشستیم و نگاهم میکرد ... نه ... اما او تو نیستی ... نگاهش را میشناسم . چقدر بیگانه ام با خنده هایت ... تو او نیستی . تو "دیگری" ای ... اما او را ... کجاست ... " آهای . "دیگری " بیا با من بمان . تنها نباشم . اما تو او نیستی ... ( نیاز به رابطه =================== دوری از رابطه ) – ( روانشناسی کودک ) _ ( تا تخصصی ندارم از هیچ چیز با جدیت سخن نمی گویم چون من نسبت به نادانی ام مسئولم –) (روح سارتر شاد) --------------------------------- " ... کسی نمیتواند از داشتن بردگان چشم بپوشد ، بهتر نیست که آنها را مردمان آزاد بنامند ؟ اولا برای رعایت اصول اخلاقی . ثانیا برای اینکه امید را در آنها از میان نبرند ...." (کامو _ از زبان ژان پل ... ببخشید ژان باتیست کلمانس - سقوط ) (تذکر بی ربط : اسم پدر سارتر ، ژان باتیست سارتر است ) |
|
![]() |
|
![]() |
PANANOTE
WOR(L)D in wor(l)d





